سه شنبه , بهمن ۵ ۱۳۹۵
صفحه اصلی / خودسازی / هنگامی که هدفی والا دارید ، خودتان را برای سقوط آماده کنید.

هنگامی که هدفی والا دارید ، خودتان را برای سقوط آماده کنید.

هنگامی که هدفی والا دارید ، خودتان را برای سقوط آماده کنید.

هنگامی که هدفی والا دارید ، خودتان را برای سقوط آماده کنید.(کاری از تیم ترجمه irsuccess.ir ) (کپی برداری با ذکر منبع مجاز است )
(منبع: success.com)

هنگامی که من در سال دوهزار و دوازده فارغ التحصیل شدم ، مادربزرگم کارتی به من داد که روی آن جمله ای به زبان اسپانیایی نوشته بود که ترجمه آن میشد: “هدف های بالا داشته باش ” . این معنی زیادی برای من داشت. من اولین نفر در خانواده بودم که درجه کارشناسی خودم را گرفتم و اکنون نیز کارشناسی ارشدم را گرفته بودم.
مادربزرگ من تحصیلات رسمی نداشت و خودش را وقف فرزندانش کرده بود تا به اهداف بلند برسند. من به خاطر کارتی که به من داد خوشحال بودم چون پیامی برای حرکت برای من بود. چیزی که به من میگفت اینجا توقف نکن.
من هدف هایم را در بالاترین درجه نگه داشتم حتی به بلندی رفتن به هاروارد. اما هنگامی که به آن نرسیدم از اینهمه تشویق و دلگرمی مادربزرگم تعجب کردم. من نتوانستم این تشویق ها رو زیاد داشته باشم زیرا چند هفته بعد از اینکه این کارت ها روزگارم را روشن کردند مادربزرگم از دنیا رفت. اما من همواره از خودم می پرسیدم ، آیا هدفم به اندازه کافی بزرگ است؟آیا به اندازه کافی بزرگ می اندیشم؟آیا باید بایستم؟آیا باید نرمال باشم؟آیا باید اندکی درنگ کنم؟
من حدس میزنم اگر شما در حال مطالعه مقاله ای از سایت موفقیت هستید پس شما هم احتمالا به دنبال اهدافی بلند هستید.
اما چیزی که من برای آن آماده نبودم و بخشی از رسیدن به اهداف بزرگ بود که کسی درباره آن چیزی به من نگفته بود، “جاذبه” بود.
وقتی شما هدف های بلند داری، باید خودتان را برای سقوط های بزرگ آماده کنید.

این سقوط ها به شما آسیب می زند. این سقوط ها می تواند شرم آور باشد.
برای خیلی افراد این خود دلیل کافی است برای اینکه هرگز سخت تلاش نکنندو هرگز به اهداف بلند فکر نکنند. آنها از این سقوط های سخت ، بلند و سریع دوری می کنند. این روش جواب می دهد. اگر شما اهداف بلند نداشته باشید، شما هرگز طعم سقوط را نمیچشید.
اما این همچنین تضمین می کند که شما در جایی که هستید ثابت باقی بمانید، هرگز رشد نکنید، هرگز یاد نگیرید و هرگز تغییر نکنید. این ممکن است برای بعضی افراد جواب بدهد. اما برای من چطور؟ من نمی توانم بی خیال کنار زمین بنشینم . من احتیاج دارم بالا بروم .
آموخته ام که یک نمره کامل و یک راه مستقیم بدون بالا پایین رفتن وجود ندارد. بالارفتنی بدون سقوط و بدون ضربه وجود ندارد.
حتی گاهی بعد از یک سقوط بزرگ ، من حتی فکر میکنم آیا باید متوقف شوم؟آیا از شجاعت به سمت حماقت نرفته ام؟گفتن این که در کدام سمت هستیم تا به انتهای کار نرسیم سخت است.
هنگامی که من در درد سقوط اولیه بودم و درد و کوفتکی احساس میکردم و در شوک بودم و با واقعیت سخت و زمخت شکست روبرو شدم، به هنگامی می اندیشیدم که تازه شروع کردم ، آیا من اشتباهم این بود که هدفم بزرگ بود؟آیا همه این مشکلات می توانست از بین برود اگر من کارت های مادربزرگم را نادیده می گرفتم.
اما سپس وقتی من درباره مادربزرگم وقتی در سن و سال من بود ،فکر کردم ،هنگامی که از پورتوریکو به نیویورک برای پیداکردن کار رفت و خواهر کوچکتر هم بعد از مرگ مادرش بزرگ کرد و با موفقیت بدون تسلط به انگلیسی در مترو کار می کرد . هنگامی که در پروژه بروناکس مشکل پیش آمد به جزیره استاتن رفت تا محیطی بهتر برای پدرم و خواهرش باشد.من به اینکه چطور دست شویی های مردم را تمیز می کرد ، چگونه خانه هایشان را تمیز می کرد و همه این ها را برای به دست آوردن پول برای گذراندن زندگی انجام می داد. من درباره خانه ای که سرانجام در فلوریدا خرید ،خانه ای با استخر و درختان میوه که همه ساله پر از میوه های تازه است.
هنگامی که درباره ی جایی که شروع و جایی که تمام کرد می اندیشم،همه چیزی که می بینم داشتن اهداف بلند است. مطمئنم سقوط های بسیاری در مسیر داشته است ولی من آرزو داشتم که از مادربزرگم می پرسیدم چه چیزی او را همچنان در به دست آوردن اهداف بلند ثابت قدم نگه داشت؟
من می توانم پاسخ این سوالات را تصور کنم و تمام جوابها در من احساس ناتوانی و بی اراد ی به وجود می آورد. اما من فکر می کنم این مقایسه من و مادربزرگم برایم مفید است.
به خاطر تلاش های او اکنون اینجا هستم.
من فرصت های زیادی دارم ، شامل فرصت تفکر درباره چیزها، مانند اینکه من می خواهم با زندگیم چه کنم؟ هنوز زمان هایی تبعیض ها و نا برابری ها در فرهنگ ما گاهی مرا به فکر دست کشیدن تلاش می اندازد ،اما هدف های والا و فکر به چگونه شروع کردن مادر بزرگم تنها چیزهایی هستند که مرا به ادامه راه تشویق می کنند. من باید همواره قدردان مادربزرگم برای فرصت ها و مزایایی باشم که برایم خلق کرده است.
من هدفهای بلند دارم و افتادن و سقوط را تجربه کرده ام.
گاهی دقیقا به هدف رسیده ام.
گاهی به چیزی کاملا متفاوت رسیده ام، اما کاملا بهتر از چیزی که من به عنوان هدف برگزیده بودم.
و گاهی فقط سقوط کرده ام و سقوط و سقوط.
گاهی وقتی جزیره استاتن ،مترو ،باغ های میوه را فراموش می کنم و یک سوال در ذهنم هست که آیا تلاش زیاد ، هدف های بلند تنها برای آدمهای ساده لوح است و رویای آمریکا به عنوان جایی برای ثروتمند شدن همه ، فقط داستان زیبایی است برای اینکه ما را از دیوانه شدن نجات دهد؟
موانع واقعی وجود دارد. جهان به برابری و عدالت که باید باشد، نیست. گاهی بسیار خشن و بی رحم تر از آن است که فکرش را بکنید.
اما چیزی که به من امید می دهد عادلانه بودن بازی نیست، این است که علی رغم این بی عدالتی ها ، یک زن جوان از پورتریکو می تواند به کشور دیگری مهاجرت کند و شغلی برای خود دست و پا کند و از خانواده اش حمایت کند.
هنوز افرادی وجود دارند که با اهداف بلندشان به یاری کسانی می شتابند که قربانی بی عدالتی هستند.
این کار آسان نیست. هدف والا داشتن یک ضمانت نیست. گاهی شرایط آنطور که می خواهیم پیش نمی روند. اما من فکر می کنم که هدف های بلند داشتن بخش بزرگی از چیزی است که خواسته های بزرگ را ممکن می سازد.
من درک کرده ام که تنها جواب به سوال آیا من خیلی اهداف بلندی ندارم این است که تنها یک راه برای فهمیدنش وجود دارد و آن این است که اهداف بلند داشته باشی و برای رسیدن به آن تلاش کنی. با امتحان کردن ، تست کردن، بالا رفتن و سقوط و یاد گرفتن و تلاش دوباره . آن هدف بزرگ در مورد ماحصل بیرونی نیست ، بلکه برای هدفی والا در وجود خودتان است. پس تنها امتحان کردن و گام برداشتن در جهت هدف و خودسازی می تواند ما را به سمت هدف والا سوق دهد.

Isa Adney January 8, 2016

(کاری از تیم ترجمه irsuccess.ir ) (کپی برداری با ذکر منبع مجاز است )
(منبع: success.com)

اگر بتوانیم مسیر زندگی یک فرد را تغییر دهیم برای ما کافیست.

 

به کانال ما در تلگرام بپیوندید :

             عضویت

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *